محمد اشجاری

جامعه شناس جوان

افزايش سن ازدواج دختران در روستا

افزايش سن ازدواج دختران در روستا

 

 محمد اشجاري

 

كليد واژه ها: خانواده ، ازدواج، افزايش سن ازدواج ، دختران، روستا.

 

چكيده:

بسياري ازجامعه شناسان خانواده را مهمترين نهادي دانسته اند كه بعنوان سلول هاي تشكيل دهنده جامعه ،درسلامت و عدم سلامت آن جامعه بسيارتاثير كذار مي باشد. همانطور كه مي دانيم عامل پيدايش خانواده ازدواج است.پس سلامت جامعه وخانواده وابسته به ازدواجي سالم وپردوام است. 

بنابراين پرداختن به موضوع ازدواج وموانع ومشكلات بر سر راه آن، بعنوان يك مسئله اجتماعي نياز مند تحقيق وبررسي مي باشد.

در اين مقاله نيز كه بر گرفته از پژوهشي تحت عنوان" بررسي دلايل  و اثرات افزايش سن ازدواج دختران در روستاهاي شهرستان آشتيان در سال 1385" مي باشد . سعي مي شود با رويكردي تحليلي- انتقادي به بررسي عوامل اجتماعي موثر بر بالا رفتن سن ازدواج دختران روستايي وآثار ناشي از آن پرداخته شود. چرا وچگونه زندگي در محيط روستايي و مشكلات اجتماعي ناشي از آن مانند: فقر اقتصادي و بيكاري ، منجر به مهاجرت ، ازدواج وسكونت دائم پسرهاي روستايي در  شهرها و عدم تعادل جنسي در روستاها مي شود، بنحوي كه باعث افزايش تعداد دختران مجرد ساكن در روستاها و تاخيردر سن ازدواج آنها شده و  ممكن است ، افزايش آسيبها و انحرافات اجتماعي بدنبال داشته باشد.

 

 

 

مقدمه

خانواده را مهمترين نهادي دانسته اند كه جامعه را تغذيه كرده و در سلامت و عدم سلامت آن موثراست. محيط خانواده در شكل گيري شخصيت و روند اجتماعي شدن افراد جامعه بسيار تاثير گذار است . خانواده در تهذيب اخلاق و جهت دادن افراد به سوي انسانيـــت و پرورش وتكوين شخصيت آنان مي تواند نقش فوق العاده اي را ايفاكند.

دراديان مختلف خصوصا اسلام ،خانواده و تشكيل آن را براي حيات اجتماعي بسيار مهم مي دانند چنانكه جوانان را به تشكيل خانواده و امر ازدواج تشويق مي كنند.

بسياري از جامعه شناسان همانند كنت و كولي خانواده را اولين وايده آل ترين مثال براي گروهها ي  نخستين و مهـمترين مرحله جامعه پذيري افراد مي دانند. هرچند تمامي جامعه شناسان براهميت خانواده درحيات اجتماعي تاكيد دارند وليكن اين مفهوم هنوز هم يكي از پرابهام ترين مفاهيم دراين علم بشمار مي رود.

عامل پيدايش خانواده ازدواج است و خانواده بعنوان يك نهاد اجتماعي، فرايندي از كل جامعه است.بنابراين در يك جامعه ناسالم ، خانواده نيز خودبخود ناسالم خواهدبود وبرعكس. در سلامت سلول هاي تشكيل دهنده جامعه ، ازجمله خانواده، جامعه نيز از  سلامت كامل برخوردار خواهندبود.

در نتيجه ازدواج سالم خانواده سالم را مي سازد و خانواده سالم جامعه سالم رابوجود مي آورد.پس سلامت جامعه وخانواده وابسته به ازدواجي سالم ومفيد است  .

بنابراين پرداختن به موضوع ازدواج ،موانع ومشكلات بر سر راه آن، بعنوان يك مسئله اجتماعي  نياز مند تحقيق وبررسي مي باشد.

مقاله پيش روي در نظر دارد دلايل و اثرات افزايش سن ازدواج دختران روستاها را  بررسي نمايد.

هدف از اين مقاله شناخت عوامل اجتماعي موثر بر بالا رفتن سن ازدواج دختران روستايي وآثار ناشي از آن است، يعنـي در اين مقاله بررسي مي شودكه چرا وچگونه زندگي در محيط روستايي و مشكلات اجتماعي ناشي از آن مانند: فقر اقتصادي و بيكاري ، منجر به مهاجرت ، ازدواج وسكونت دائم پسرهاي روستايي در  شهرها و عدم تعادل جنسي در روستاها مي شود، بنحوي كه باعث افزايش تعداد دختران ساكن در روستاها و تاخيردر سن ازدواج آنها شده و منجر به افزايش آسيبها و انحرافات اجتماعي گرديده است.

 جامعه شناسان با اعتقاد به خصلت اجتماعی ازدواج و مشاهده ی اینکه در اجتماعی بودن آن نوعی ویژگی محسوس است که آن را از روانی بودن و زیستی بودن مشخص می نماید و به آن طبعیت خاصی می بخشد که تبعین ویژه ای را ایجاد می کند، ازدواج را در کلیت و تمامیت آن مورد مطالعه قرار می دهد. اين مقاله نيز در قالب علم پژوهش اجتماعي بدنبال علل ودلايل تاخير درسن ازدواج دختران روستايي در ايران مي باشد و از نظريه هاي مختلف علمي دراين راه بهره مي گيرد كه در ادامه به آنها اشاره مي شود:

1-1-2) تئوری تورم رکودی[1]

براساس آمار واطلاعات بدست آمده در دوره های رواج و رونق اقتصادی مردم بیشتر ازدواج می کنند ودر دوره های بحران و رکود اقتصادی ازدواجها به تاخیر می افتند و یا اصلاً منتفی می شوند. حال آیا ایران با چنین دوره هایی روبرو بوده است، نیاز به تئوریهای موجود در علم اقتصاد دارد تا حقایق مربوط به این پدیده را بهتر روشن نماید. یکی از مهمترین تئوریها تئوری تورم رکودی می باشد.(بهنام،22،1348)

یکی از معضلات عمده ی کشورهای در حال گذار، تورم و رکود ساختاری است. رشد بهداشت و رفاه عمومی، نرخ مرگ و میر را کاهش داده و باعث رشد بالای جمعیت درکشور می شود. نرخ رشد جمعیت و پیشرفت نسبی امکانات جمعی تقاضای کل را افزایش داده و تورم ساختاری را ایجاد می کند.(تقوي،142،1376)

جوامعی که در حال گذار بوده اند یا در ابتدا توسعه صنعتی می باشند از سن متوسط ازدواج بالایی برخوردارند که این پدیده در کشور های ژاپن، هند ، آمریکا و کشورهای غربی مشاهده شده است. شاید در سطح کلان عامل اصلی بالا رفتن سن ازدواج ناشی از وجود ساختار اقتصادی در حال گذار دراین کشور هامی باشد زیرا هموراه درابتدا دوره ی رشد صنعت و به دنبال آن امکان آزادی فردی و کاهش حضور والدین در امر ازدواج و پایین بودن سطح زندگی و نیز وجود بیکاری سن متوسط ازدواج بالا می باشد. (ميشل،146)

افزایش بحرانهای سیاسی واقتصادی، و مولفه های مهم تورم رکودی چون حجم نقدینگی، تورم، رکود، کاهش تولید، بیکاری، مصرف گرایی و افزایش سطح انتظارات اثرات منفی بر سن ازدواج جوانان گذاشته و موانع و مشکلاتی را در عرصه اقتصادی در سر راه ازدواج جوانان بوجود آورده است.

بنابراین تئوری تورم رکودی صرفاً به یکی از ابعاد موانع عمده ی ازدواج که وجه اقتصادی آن می باشد پرداخته ولی این تئوری از تامیت و جامعیت کافی برخوردار نیست. زیرا هر چند موانع اتقصادی مانند نحوه امرار معاش و گذران زندگی وداشتن سر پناه و مسکن برای آغاز و شر وع یک زندگی مهم است، ولی این عوامل باعث ، ایجاد موانعی دیگر به عنوان علل ودلايل بازدارند ازدواج خصوصا در روستاهاي ايران شده است. از این رو عواملی چون میزان تحصیلات، مهریه، جهیزیه، آداب و رسوم مراسم ازدواج، عدم قناعت پذیری و غیره اکنون به صورت یک پدیده در پشت مشکلات اقتصادی قرار گرفته و عرض اندام می نماید. يكي از اساسي ترين مشكلات اقتصادي در هر جامعه اي مسئله اشتغال است كه در ادامه به آن پرداخته مي شود:

2-1-2)تئوری فونکسیونالیسم ساختی[2]

یکی از تئوریهای مهمی که می توان در تحلیل موانع ساختاری ازدواج استفاده نمود نظریه نظام اجتماعی پارسونز می باشد، هر چند در چهار چوب فونکسیونالیسم ساختی صریحاً به این وجه اشاره نشده است ولی میتوان مشکلات ازدواج را با توجه به اختلال یا عدم تعادل بین خرده نظام اقتصادی و فرهنگی مورد بررسی قرارداد.

در  مدل پارسونز چهار خرده نظام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام یافته است که در ارتباط با یکدیگر هستند و به ترتیب عهده دار کارکرد حفظ وتداوم الگوها[3]، نیل به اهداف[4]، انطباق  با شرایط محیطی[5]، ایجاد یگانگی وانسجام اجتماعی[6] می باشند.  البته این مدل انتزاعی بوده و در همه سطوح کلان و میانه و حتی گروه های کوچک قابلیت تعمیم دارد و در هر خرده نظام نیز می توان اين چهار کارکرد را جستجو نمود.(صديق،39،1374)

پارسونز در مورد فرآیند هسته ای شدن خانواده به اهمیت شغل پرداخته و براساس متغییرهای الگوی خویش اهمیت آن را ناشی از ماهیت نظام تقسیم کار در جوامع صنعتی جدید می داند به نظر وی از اثرات پیچیدگی نظام این است که از شغل یک رکن اصلی پایگاه اجتماعی می سازد. از طرف دیگر پایگاه شغلی یک فرد عموماً حاصل یک فرآیند طولانی سرمایه گذاری و آموزش می باشد. در مسیر تطور جوامع صنعتی لحظه ای فرا می رسد که خانواده عموماً دیگر از لحاظ پایگاه شغلی منشاء هیچ کمکی برای فرد نمی باشد.(بودن،111،1370)

به این ترتیب شغل در سن ازدواج موثر است. جوانان غالباً زمانی ازدواج
می کنند که یقین داشته باشند از عهده ی تامین معاش خانواده طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود برخوردار خواهند شد و چون افراد نمی توانند در سنین معینی مثلاً بیست تا بیست و پنج سالگی درآمد کافی داشته باشند لذا نوع شغل اهمیت پیدا می کند. در طبقات مرفه کشورهای صنعتی جوانان به ندرت قبل از 28 یا 30 سالگی قادر هستند به شغلی كه دلخواهشان است دسترسي پيدا كنند ، خصوصا اگر خود را براي مشاغل عالي  که نیازمند تحصیلات طولانیست آماده کنند. در صورتیکه کارگران ماهر از 21 تا 23 سالگی و کارگران غیر ماهر از 18 سالگی شروع به کار می کنند در نتیجه سن ازدواج برای طبقات مرفه بالاتر ولی برای طبقات تحتانی پایین تر است شاید بتوان گفت هر قدر سطح زندگی پایین تر باشد ازدواج زود رس تر خواهد بود.(بهنام، 221)

در ايران،  نظام مشاغل جدید در برابر مشاغل سنتی آنطور طراحی شده که عموماً از کانال نظام آموزشی می گذرد که خود سالهای طولانی وقت در نهادهای مربوطه را می طلبد که این امر فی نفسه باعث بالا رفتن سن ازدواج و تاخیر در بلوغ اقتصادی فرد می گردد بعلاوه فقدان برنامه ریزی جامع اشتغال، آموزش سبب می شود که سازمانهای آموزشی( مربوط به خرده نظام فرهنگی) اقدام به ارائه آموزشهای غیر متناسب با بازار کار نمایند که این امر طبعاً تقاضای کاذب برای آموزش ایجاد کرده و در یک دوره زمانی جامعه بدون اینکه فرصتهای شغلی جدید بوجود آورد با پدیده های آموزشی اضافی روبرو می شود که این امر اثرات نامطلوبی بر روی سن ازدواج می گذارد.

همانطور كه ملاحظه شد ازدواج وتشكيل خانواده حاصل تعامل تمامي خرده نظام هاي جامعه با يكديگر است چنانچه براي ازدواج مي بايست شغل (درآمد) ومسكن  مناسب مهيا گردد كه لازمه آنها ، تحصيل(آموزش) و كسب تخصص است . كه در ادامه به اين مقوله در ايران و بويژه در جامعه روستايي ايران پرداخته خواهد شد:

3-1-2) نظریه « بلاو» و« دانکن »

« بلاوو دانکن دو صاحب نظر و محقق مشهور آمریکایی در مطالعات تحرک اجتماعی سال 1967 نظریه ای نیز درباره نقش خانواده در تحرک اجتماعی ارائه داده اند آنها معتقدند که عوامل تحرک اجتماعی نزولی منحصر به ازدواجهای زودرس و داشتن فرزند زیاد نیست .بلکه داشتن خانواده بزرگ نیز از عوامل تحرک اجتماعی نزولی محسوب می گردد، به نظر این دو صاحب نظر ، افرادی که دارای تحرک اجتماعی صعودی بوده اند از آنهائیکه یا تحرک اجتماعی نداشته ویا گرفتار تحرک اجتماعی نزولی گردیده اند ، فرزندان کمتری داشته اند به نظر آنان تأخیر در ازدواج عامل اصلی این تفاوت می باشد.

از دیدگاه بلاو و ودانکن ، بیشتر افرادی که در مسیر تحرک اجتماعی صعودی قرار می گیرند ازدواج در سنین بالا را ترجیح می دهند واز آنجا که هر چه زن و شوهر مسن تر باشند، دوران باروری آنان کوتاه تر خواهد بود، در نتیجه فرزندان کمتری نیز خواهند داشت و همچنین نه تنها داشتن یک خانواده بزرگ بر موفقیتهای شغلی فرزندان نیز کاهش می یابد وامکان موفقیت شغلی فرزندان در خانواده هایی به حداکثر می رسد که فقط یك یا دو فرزند دارند اما درخانواده های بزرگ اولین و آخرین فرزند ، بالاترین امکان و فرصت را برای کسب موفقیت دارند. این دو صاحب نظر دلیل این امر را ناشی از چگونگی توزیع منابع خانواده ، به ویژه منابعی که پیشرفتهای تحصیلی را تحت تأثیر قرار می دهد ( با فرض اینکه سایر عوامل ثابت و مساوی باشند)مي دانند، هر چه تعداد فرزندان کمتر باشد سهم آنان در بهره مند شدن از توجه ، مراقبت ، رسیدگی و کمکهای مالی خانواده بیشتر خواهد.

« بلاو و دانکن این نتیجه کلی را بیان می دارند که فرزندان خانواده های بزرگ دارای امکانات و موفقیتهای تحصیلی کمتری بوده و بنابراین موفقیتهای شغلی ناچیز نیز بدست می آورند ، و در خانواده های از هم پاشیده ( براثر طلاق یا مرگ والدین ) نیز بدلیل اینکه منابع مادی و عاطفی کاهش می یابند فرزندان این خانواده ها از موفقیتهای تحصیلی و شغلی محدودتری برخوردار می شوند.(هلاكوئي،263،1365)

بنابراين داشتن خانواده هاي بزرگ در نسل گذشته روستايي وجمعيت بالاي خانواده ها در روستا مي تواند منجر به عدم دسترسي تمامي اعضاء خانواده به تحصيلات مناسب گردد اين امر زماني شدت ميگيرد كه نظام اجتماعي نيز دچار عدم هماهنگي شده باشد وچنانچه اشاره شد خرده نظامهاي موجود در جامعه ،كاركرد هاي مطلوبي نداشته باشند. در ادامه به اين موضوع پرداخته مي شود:

4-1-2) تئوري راهها واهداف "وبر" و"مرتن"

( ازدواج)هنگامي رخ مي دهد كه جامعه براساس اصل اول جامعه شناسي يعني اصل اهداف و راهها (G.M.G) بتواند اهداف مشترك فرهنگي جامعه و راههاي وصول به آنها را مشخص نمايد تا جامعه در حالتي متعادل ومنسجم حفظ شودو تداوم يابد. .(تنهائي1382 :71)

  براساس مدل وبر مي توان ساخت دو سنخ جامعه عقلائي - حقوقي و سنتي را مبتني براصل راهها واهداف دانست و از هم تفكيك نمود. اختلال وگسستگي كه در راهها و اهداف در دو سنخ ارزشي و عاطفي  وجود دارد ،بيانگرآنست كه هيچ گونه سنخ ايده آلي از يك جامعه سالم را نمي سازند.

برپايه اين ديدگاه ’ هرگاه راهها و اهداف در يك گروه اجتماعي ويا بطور كلي تر در سا ختارجامعه ، هماهنگ باشند ، مثلا“ هر دو كنش راههاواهداف سنتي را دنبال نمايندو يا هردو عقلائي - حقوقي باشند آن جامعه دچار مشكل نخواهد بودولي چنانچه اهداف ارزشي و يا عاطفي باشند ولي راههاي وصول به آ نها عقلائي باشد ديگر با يك جامعه متعادل و هماهنگ روبرو نخواهيم بود.(تنهائي1382- 76)

واين همان اتفاقي است كه درباره موضوع پيش رو يعني پديده ازدواج در ايران مي تواند رخ داده باشد.

بطوريكه ازدواج بعنوان يك هدف ارزشي ، عاطفي و يا حتي سنتي در جامعه اسلامي امروز ايران مطرح مي شود. اما راهها و امكانات رسيدن به آن كاملا“عقلائي و بر اساس اهداف و شرايط متغير ومصرف گرايانه نظام سرمايه داري در جهان امروز استوار شده است كه همين امر منجر به آ شفتگي و بي ساماني در جامعه كنوني ايران گشته كه آثار زيان باري را به دنبال دارد.كه  مي توان افزايش سن ازدواج دختران روستاهاي ايران را نيز حاصل اين ناهماهنگي دانست.

جامعه شناس برجسته مكتب ساخت گرا- كاركرد گرايي انسجامي آ مريكا- رابرت كي مرتن- نيز معتقد است كه بي ساماني و ناهنجاري در ساخت اجتماعي زماني رخ مي دهد كه هماهنگي ميان راهها و اهداف از بين برود و چنانچه اين هماهنگي حاصل نشود جامعه ناسالم خواهد بود. وي براين اساس تحليلي ارائه مي دهد مبني بر اين نكته كه پيدايش واستمرار هر ساخت اجتماعي اعم از همنوا[7] و ياكجرو[8] منوط به چگونگي عملكرد روابط و هماهنگي ميان راهها و اهداف است پس ميتوان نتيجه گرفت كه در جامعه ايران  پديده اجتماعي ازدواج بعنوان يكي از اهداف جامعه با راهها و وسايل مورد نياز جهت رسيدن آن هماهنگ نيست.

بصورتي كه اگركسي بخواهد ازدواج كند مجبور است از راهي عبور كند كه امروزه نظام سرمايه داري به او تحميل كرده است،راهي كه عقلاني ، محاسبه گرانه و دقيق باشد . يعني بايد تسليم شرايط و برنامه هاي مصرف گرايانه نظام سرمايه داري شود وساليان طولاني هزينه هاي آن را بپردازد.

چنين گسستي ميان اهداف و راههاي جامعه طبق نظريه مرتن، جامعه را دچار بي ساماني ميكند،كه حاصل آن بوجود آمدن افراد كجرو در چهار گروه مختلف است.

بنابراين بر اساس آ نچه از تلفيق نظريه هاي ماكس وبر و رابرت كي مرتن بدست ميايد مي توان نتيجه گرفت كه در روستاهاي ايران امكان دستيابي به راهها و وسايل مورد نياز در جهت وصول به هدف ارزشمند، و پر اهميت ازدواج بسيارضعيف است و در بين هدف و راهها ي رسيدن به آن گسست قابل تاملي ايجاد شده است. كه در ميان دختران وجنس مونث نمود بسيار بحران زايي از خود نشان مي دهد چرا كه زنان جامعه روستائي بدليل نداشتن استقلال اجتماعي و اقتصادي و كم ارزش بودن خود در جامعه مرد سالار و پدر سالارحاكم بر جوامع روستايي امكان نو آ وري ، شورش و گرايشات انحرافي را كمتر داشته و بيشتر در قلمرو همنوايان و رسم گرايان و منزويان جامعه قرار مي گيرند. يعني اين امكان وآزادي را ندارند كه همانند پسرها در راستاي كسب تخصص وشغل مهاجرت كنند وبا محدوديت هاي فراواني روبرو هستند. در مورد اين موضوع مباحثي در قالب نظريه هاي فمنيستي وجود دارد كه به مساله تبعيض عليه زنان ميپردازد ،ونتيجه آن همان عدم دسترسي جنس مونث به فرصتهايي است كه در اختيار مردان است كه در مورد موضوع پيش روي مي توان به آزادي پسرهاي روستايي به جهت مهاجرت به شهر ها اشاره كرد .

هنگاميكه پسران روستايي در راه كسب علم ،تخصص وشغل مناسب به شهرها مهاجرت مي نمايند و با يك تحرك طبقاتي صعودي به پايگاه اجتماعي بالاتري ارتقاء مي يابند ديگر حاضر نيستند با دختراني در اقشار وطبقات پائين تر خود در روستاها ازدواج نمايند و به همسان همسري وازدواج با دختران شهري تمايل پيدا مي كنند.

نتيجه گيري

يكي از مهمترين نيازهاي انسان نياز عاطفي وجنسي است كه از طريق ازدواج برآورده مي گردد.   بر اساس نظريه پارسنز  مي توان نتيجه گرفت كه هر جامعه اي براي آنكه بتواند در عملكرد خود به عنوان يك نظام توفيق يابد وبه عبارتي تداوم واستمرار يافته وحفظ شود بايستي نياز هاي مشترك بشري را سامان دهي نمايد كه كه در اين راستا به چهار كار ويژه نياز دارد:

1.       انطباق وسازگاري با محيط وشرايط متغيير وجديد كه بوسيله فعاليت نهادهاي خرده نظام اقتصادي اجرايي مي شود.

با نگاهي انتقادي به وضعيت اقتصادي جامعه و بر اساس تئوري تورم ركودي مشخص خواهد شد كه يكي از اساسي ترين عوامل تاخير ازدواج در ميان جوانان بخصوص در روستاهاي كشور نا سازگاري نيازها با محيط وضعف در مديريت اقتصادي جامعه است . بطوريكه افزایش مشكلات اقتصادی، و مولفه های مهم تورم رکودی چون ، تورم، رکود، کاهش تولید، بیکاری، مصرف گرایی و افزایش سطح انتظارات اثرات منفی بر سن ازدواج جوانان گذاشته و موانع و مشکلاتی را در عرصه اقتصادی در سرا راه ازدواج جوانان بوجود آورده است.

مهمترين نيازي كه پيش از ازدواج مي بايست با محيط فرد سازگار شود وضعيت اشتغال اوست.

بنابراين شغل در سن ازدواج  بسيارموثر است. جوانان غالباً زمانی ازدواج
می کنند که یقین داشته باشند از عهده ی تامین معاش خانواده طبق آداب و رسوم طبقه اجتماعی خود برخوردار خواهند شد و چون افراد نمی توانند در سنین معینی مثلاً بیست تا بیست و پنج سالگی درآمد کافی داشته باشند لذا نوع شغل اهمیت پیدا می کند.

از آنجائيكه در زمينه انطباق ميان نياز مندي به شغل ومحيط روستايي در ايران مديريت وبرنامه ريزي بسيار ضعيفي اعمال شده است و  نظام مشاغل جدید نيز در برابر مشاغل سنتی آنطور طراحی شده که عموماً از کانال نظام آموزشی می گذرد که خود سالهای طولانی وقت در نهادهای مربوطه را می طلبد پديده مهاجرت پسران روستايي به شهرها اتفاق مي افتد .

2.       دومين كارويژه يك نظام اجتماعي از نظر پارسنز دستيابي به اهداف يا هدف جوئي است.

افراد جامعه به دنبال هدفهايي هستند كه يك نظام اجتماعي بايد  از طريق خرده نظام سياسي خويش آنها را مشخص كند وافراد جامعه را به سمت دستيابي به آنها هدايت نمايد.

 اين اتفاق هنگامي رخ مي دهد كه جامعه براساس اصل اول جامعه شناسي يعني اصل اهداف و راهها (G.M.G) بتواند اهداف مشترك فرهنگي جامعه و راههاي وصول به آنها را مشخص نمايد تا جامعه در حالتي متعادل ومنسجم حفظ شودو تداوم يابد.

رابرت كي مرتن- معتقد است كه بي ساماني و ناهنجاري در ساخت اجتماعي زماني رخ   مي دهدكه هماهنگي ميان راهها و اهداف از بين برود و چنانچه اين هماهنگي حاصل نشود جامعه ناسالم خواهد بود.

يكي از هدف هاي مشخص شده در جامعه تشكيل خانواده و ازدواج است كه در خود اهداف و كاركردهاي آ شكارو پنهان فراواني را نهفته دارد و اين جامعه است كه وظيفه دارد درراه نظم اجتماعي وسايل وراههاي رسيدن به اين هدف معنوي را در اختيار اعضاء خود و نيروي جوان جامعه قراردهد، چنانچه افراد جامعه در هنگام سن ازدواج با مشكلاتي ناشي از عدم هماهنگي بين راهها و اهداف مانند برنامه ريزيهاي ضعيف آموزشي ومديريت ناتوان در بخش اشتغال روبرو شوند از تشكيل نهاد خانواده باز خواهند ماند و اين ساخت مهم اجتماعي را درچار بحران و نا بساماني "آنومي" مي سازد .

براساس تئوري  سنخ هاي ايده آل" ماكس وبر" ، ازدواج بعنوان يك هدف ارزشي ، عاطفي و يا حتي سنتي در جامعه اسلامي امروز ايران مطرح مي شود. اما راهها و امكانات رسيدن به آن كاملا“عقلائي و بر اساس اهداف و شرايط متغير ومصرف گرايانه نظام سرمايه داري در جهان امروز استوار شده است. بطوريكه  نسل جوان امروز ايران در ميان ارزش هاي معنوي و انتظارات مادي تعيين شده توسط جامعه، در رابطه با ازدواج در پريشاني بسر مي برد.

بنابراين بر اساس آنچه از تلفيق نظريه هاي تالكوت پارسنز، ماكس وبر و رابرت كي مرتن بدست مي آيد مي توان نتيجه گرفت كه در روستاهاي ايران امكان دستيابي به راهها و وسايل مورد نياز در جهت وصول به هدف ارزشمند، و پر اهميت ازدواج بسيارضعيف است و در بين هدف و راهها ي رسيدن به آن گسست قابل تاملي ايجاد شده است. كه در ميان دختران وجنس مونث نمود بسيار بحران زايي از خود نشان مي دهد چرا كه زنان جامعه روستائي بدليل نداشتن استقلال وآزادي هاي اجتماعي و اقتصادي در جامعه مرد سالار و پدر سالارحاكم بر جوامع روستايي ايران امكان نوآوري ، شورش و گرايشات انحرافي را كمتر داشته و بيشتر در قلمرو همنوايان و رسم گرايان و منزويان جامعه قرار مي گيرند. يعني اين امكان وآزادي را ندارند كه همانند پسرها در راستاي كسب تخصص وشغل مهاجرت كنند وبا محدوديت هاي فراواني روبرو هستند. در مورد اين موضوع مباحثي در قالب نظريه هاي فمنيستي وجود دارد كه به مساله تبعيض عليه زنان مي پردازد ، كه عدم دسترسي جنس مونث به فرصتهايي كه در اختيار مردان است يكي از مهمترين مباحث آنان است. كه در مورد موضوع پيش روي مي توان به اختيار و آزادي پسرهاي روستايي در زمينه مهاجرت به شهر ها واستقلال آنها اشاره نمود.حقي كه هيچگاه زنان از آن برخوردار نبوده اند چرا كه يا تحت سلطه پدر وبرادران خويش زندگي مي كنند و يا  تحت سلطه شوهر وپسران .

هنگاميكه پسران روستايي در راه كسب علم ،تخصص وشغل مناسب به شهرها مهاجرت            مي نمايند و با يك تحرك طبقاتي صعودي به پايگاه اجتماعي بالاتري ارتقاء مي يابند، دايره همسر گزيني آنها نيز گسترده تر مي شود، بنابراين ديگر حاضر نيستند با دختراني در اقشار وطبقات پائين تر خود در روستاها ازدواج نمايند و طبق نظريه همسان همسري ،  متمايل به ازدواج با دختران شهري مي شوند.

3.       سومين كارويژه يك نظام اجتماعي از نظر پارسنز،ايجاد همبستگي وانسجام اجتماعي است.

هر جامعه اي به موجب نظام حقوقي خود بايستي روابط اجزاء دروني خود را بر اساس هنجارها وقراردادهاي نهادينه شده به نظم درآورد.

4.       وبالاخره آخرين ، كارويژه يك نظام اجتماعي از نظر پارسنز،حفظ الگو وابقاء است.

يك نظام اجتماعي بايستي خود را بر اساس نظام ارزشهاي فرهنگي فراگير (مذهب وخانواده)كه توافق واجماع عمومي بر پايه آن استوار شده است ،نگاهدارد.و الگوهاي فرهنگي را همراه با انگيزه هاي افراد احياء نموده تا انگيزه ها حفظ شود.

 

 بالا رفتن سن ازدواج دختران روستايي ، جداي از اينكه اثرات جبران ناپذيري از لحاظ رواني واجتماعي وحتي زيستي در سطح فردي از خود بجاي مي گذارد كه در سطح جامعه ودر ارتباط با دو كارويژه مذكور نيز آثار وآسيب هاي فراواني خواهد داشت .

يعني هرگاه پايه هاي خانواده بعنوان سلولهاي سازنده ساختار ونظام اجتماعي سست گردد ، انگيزه ها والگوهاي فرهنگي ديگر توان حفظ الگوها وهنجار سازي ونهادينه نمودن آنها را درجريان جامعه پذيري نخواهد داشت وانسجام وبقاءجامعه با بحران روبرو مي گردد.

 

 

 

 

 

 



Stagflation theory-1

Structural functionalism -[2]

Latency-[3]

[4]Goal sttainment -

Adaptation -[5]

Integration -[6]

(conformism -[7]

(devianp -[8]

[ 86/02/14 ] [ 1 ] [ محمد اشجاری ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه